پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر


 
 

دلاوران ايران (( قسمت دوم ))

حسن صباح:

همانطور که در قسمت اول اشاره کردم بعد از هجوم تازيان به کشور عزيزمان ايران / برای رهايی کشورمان از يوغ تازيان افراد بسياری قيام کردند و بر عليه اعراب تجاوزگر شوريدند که نام بعضی از اين دلاوران را قيد کردم. اکنون راجع به شخصی سخن خواهم راند که چنان بر تازيان تاخت که اعراب تا ساليان سال پس از مرگش باز با وحشت از او سخن ميگفتند.
حسن صباح در دژی مستحکم بر بالای کوه الموت اسکان يافت. و قلعه الموت را ستاد فرماندهی خود قرار داد. و در قهستان در خراسان قلعه ديگری را انتخاب کرد که فردی بنام شيرزاد قهستانی را به فرماندهی انجا برگزيد. جوانانی را که خواهان مبارزه با اعراب بودند پس از اينکه دوره های مختلف از لحاظ قوه جسمانی و روحی را ميگذرانيدند به شيرزاد قهستانی معرفی ميشدند و در قلعه قهستان به مدت سه سال دوره جنگی می ديدند و پس  از اينکه اين دوره را تمام ميکردند وارد گروه فداييان باطنی قرار ميگرفتند تا بصورت عمليات انتحاری با اعراب بجنگند.
در اينجا بصورت خيلی خلاصه در اين مورد سخن خواهم گفت ولی مبارزات اين دلاور ايرانی را اگر بصورت کلی بخواهم بنويسم چند کتاب قطور ميشود. در دامنه الموت که حوالی شهرستان قزوين ميباشد حسن صباح و پيروانش که ساکن قلعه الموت بودند به کاشت و پرورش گياهان دارويی مبادرت ميکردند که بخاطر شغل انها بهشان حشاشيون ميگفتند. اعراب که ضربات سختی از حسن صباح خورده بودند اين شايعه را درست کرده بودن که حسن صباح در الموت بهشتی خيالی درست کرده و جوانان را اغفال ميکند و پس از اينکه به انان حشيش ميدهد و انان به حالت رخوت و به اصطلاح نعشه ميشوند زنان زيبا در مقابل انان به رقص درميايند و از انطرف صدای بلبلان و بوی گلهای زيبا به مشام ميرسد و بهترين غذاها جلوی جوانان گذاشته ميشود. و بعد انان را از ان مکان خارج ميکنند و به انان ميگويند: اينجا که بودی بهشت بود. اگر بروی مبارزه کنی و کشته شوی به اينجا ميروی.؟؟؟؟؟؟!!!!
چقدر اين حکام تازی بی عقل بودن که چنين شايعاتی را به راه انداختند. مگه کسی که الوده به مواد مخدر ميشود نای مبارزه را دارد؟ مگه ادم معتاد توانايی حدود ۲۰۰ سال مبارزه با اعراب را دارد. جوانان ايرانی الوده به اينگونه چيزها نبودند انها عاشق وطن بودند و ميخواستند کشور را از سلطه اعراب بيرون بکشند.
حسن صباح در دوره پادشاهی ملکشاه سلجوقی بود که از طرف خليفه تازيان منسوب شده بود. وزير ملکشاه بنام خواجه نظام الملک بود که با وجود هوش و دانش زياد متاسفانه بخاطر پول خود را به اعراب فروخته بود. در ان موقع دانشمندی ايرانی و وطن پرست بنام خواجه نصيرالدين طوسی به جوانان درس فلسفه ميداد و از هواداران حسن صباح بود. خواجه نظام الملک برای حسن صباح نامه نوشت و به او متذکر شد که اول بايد خواجه نظام الملک را بايد از ميان برد و بعد دايره مبارزه با اعراب را بيشتر کرد. حسن صباح به شخصی که از گروه فداييان باطنی بنام موسی نيشابوری بود فرمان داد که با عمليات انتحاری خواجه نظام الملک را از ميان ببرد. موسی نيشابوری پس از عمليات انتحاری خواجه نظام الملک را مظروب کرد و خودش هم کشته شد.
 در قسمت ديگر بيشتر راجع به حسن صباح و پيروانش سخن خواهم گفت . منتظر نظرات شما عزيزان هستم. من را در بهتر شناساندن دلاوران ايران ياری کنيد.

نویسنده : شهباز تاریخ : یکشنبه ٩ اسفند ،۱۳۸۳ کلمات کلیدی :



آخرین مطالب وب سایت ايران سرزمين خوبان
» سه‌شنبه ۳۱ خرداد ،۱۳۸٤
» چهارشنبه ۱۸ خرداد ،۱۳۸٤
» شنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳۸٤
» یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٤
» یکشنبه ٩ اسفند ،۱۳۸۳
» پنجشنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸۳
» دوشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸۳
» پنجشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸۳
» یکشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸۳
» سه‌شنبه ٢٩ دی ،۱۳۸۳



 

.:: This Themplate By : Theme-Designer.Com ::.