کوروش از زمانی که پادشاه ماد و پارس يعنی پادشاه ايران شد با همه سر صلح داشت و می خواست با تمام ملل جهان با مسالمت زيست نمايد و همزيستی مسالمت اميز را اول مرتبه کوروش در جهان متداول کرد و بدان عمل نمود . کوروش بعد از اينکه پادشاه ايران شد مبادرت به ساختن اولين شهر نمونه کرد که بعد شهرهای ديگر ايران/ همچنان در دوره سلطنت کوروش از روی ان شهر نمونه ساخته شد. شهر نمونه مزبور که اينک خرابه هايش نزديک قريه ای به اسم مشهد مرغاب در فارس است به اسم پازارگادس خوانده ميشد که امروز بيشتر انرا پاسارگاد ميگويند. خرابه های شهر پاسارگاد امروزه دو کيلومتر و نيم طول و هفتصد متر و در بعضی نقاط هشتصد متر عرض دارد/ ولی اين خرابه ها بازمانده تمام شهر پاسارگاد نيست بلکه فقط بازمانده کاخ سلطنتی ميباشد و شهر پاسارگاد خيلی بيش از اين وسعت داشته است و تنها قسمت وسيع شهر به مناسبت اينکه با مصالح درجه يک و بخصوص سنگ ساخته نميشد از بين رفته ولی خرابه های سلطنتی باقی مانده است. مهندسين و معماران ايرانی که نقشه ان شهر را کشيدند شهری بوجود اوردند که از لوله های گاز و کابل جريان برق و تلفن گذشته / فرقی با شهرهای جديد ندارد. چون در ان شهر جريان اب لوله بود و مجرای فاضلاب اب هم وجود داشت و در ان موقع در هيچ يک از نقاط اروپا شهری نبود که اب لوله و مجرای فاضلاب داشته باشد.
از اين قسمت از زبان خود کوروش بزرگ می نويسم: من بعد از اينکه به سلطنت رسيدم متوجه شدم که در اديان گوناگون مبدا يکی است و تمام اقوام دنيا يک چيز را می پرستند و فقط الفاظ و وسائل رسيدن به مبدا بين انها فرق ميکند. من چون فهميدم که در تمام اديان مبدا يکی است / متوجه شدم که مخالفت کردن با دين اقوامی که دين انها غير از دين من است لجاجت می باشد و دور از صلاح سلطنت است. من متوجه شدم که اگر اقوام را ازاد بگذارم که دين خود را بپرستند و همانطور که به دين خود احترام ميگذارم به دين انها احترام بگذارم يکی از ععل بزرگ عدم رضايت ها و شورش ها از بين خواهد رفت.
بعضی از موبدان دين من/ روش مرا نمی پسنديدند و مرا مورد نکوهش قرار ميدادند که چرا به اديان اقوام ديگر احترام ميگذارم ولی من چون می دانستم عملم مقرون به صلاح است به ايراد انها اعتنا نمی کردم و نتيجه عمل نشان داد که من درست فهميده بودم / زيرا از روزی که من اقوام را ازاد گذاشتم که دين خود را بپرستند و به انها ثابت کردم که به دينشان احترام ميگذارم / هرگز در کشور وسيع من اتفاق نيفتاد که شورش و طغيانی بروز کند که ناشی از ديانت باشد و اکنون در کشور من که يک سر ان سند ( يعنی هندوستان ) و يک سر ديگرش يونی ميباشد / ۱۵ نوع دين وجود دارد و هر گروه از مردم يک دين را می پرستند و من همه انها را به يک چشم نگاه ميکنم و برای هيچ يک از انها از لحاظ مذهبی قائل به رجحان نيستم.
دوستان عزيز همانطور که قبلا متذکر شدم هدف من از انتشار اين مطالب برای اين است که بدانيم نياکان ما چه کسانی بودند و چه اتفاقاتی در مملکت عزيزمان روی داده بود. وقتی شما دوست محترم نظر خودتان را مينويسيد من حقير را بيشتر مشتاق ميکنيد تا بتوانم اين وظيفه را انجام برسانم. منتظر عقايد شما هستم.